دانلود مقالات
دانلود مقالات

تئوري ها در خصوص اعتياد و عود مصرفت

تئوري ها در خصوص اعتياد و عود مصرفتئوري هاي متفاوتي براي اعتياد و عود مصرف مواد ارائه شده اند كه هر كدام از آنها روي جنبۀ خاصي از عوامل مرتبط به اعتياد و عود مصرف تكيه مي كنند:
2-2-15-1 تئوري انگيزهبر اساس گفتۀ (وست و هاردي، 2005)، «تئوري انگيزه» در مورد اعتياد بيان مي كند كه سيستم انگيزه اي انسان از محيط داخلي مانند هيجانات و محيط خارجي مانند محركات محيطي تأثير مي پذيرد؛  تئوري مرتبط به اين مبحث «تئوري ذهن ناپايدار» است كه بيان مي دارد ذهن انسان به گونه اي تكامل يافته كه ذاتاً ناپايدار و به محرك هاي برانگيزاننده و حوادث جزيي حساس است. نبود بالانس به عنوان مثال در افراد معتاد، مسئول تحريك شدن با محرك هاي برانگيزانندۀ مصرف مواد و عود مصرف مواد است. 
2-2-15-2 تئوري جلوگيري از عود مصرف مواد مارلات و گوردون  «تئوري جلوگيري از عود مصرف مواد» توسط مارلات و گوردن در سال 1985 بر اساس تئوري يادگيري اجتماعي و شناختي ارائه شد؛ اين محققان مجموعه اي از عواملي را كه منجر به عود مصرف مي شوند را با استراتژي هاي شناختي و رفتاري تركيب كرده و مدل خود را ارائه دادند (لارمير و همكاران، 1999). بر اساس مدل شناختي رفتاري مارلات و گوردون، فقدان مهارت هاي مناسب مانند قاطعيت و داشتن افكار ناكارآمد در زمان مواجه شدن با موقعيت هاي پرخطر و يا استرس زا منجر به عود مصرف مواد مي شوند (برزلين و همكاران، 2002) و تغيير افكار ناكارآمد و پاسخ هاي انطباقي (ازقبيل تنظيم هيجانات مناسب) منجر به كاهش در عود مصرف مواد مي شود (مارلات و گوردون، 1985، به نقل از برزلين و همكاران، 2002). لارمير و همكاران (1999) هم بيان مي دارند كه مارلات و گوردون در ارائۀ تئوري خود موقعيت هايي را كه باعث عود مصرف مواد مي شوند به دو دستۀ «تعيين كننده هاي آني» و «پيش آيندهاي پنهان» تقسيم بندي كرده اند؛ آني ها شامل موارد موقعيت هاي پر خطر، مهارت هاي انطباقي، انتظارات پيامد، تأثيرات لغزش  و پيش آيندها ي پنهان شامل موارد سبك زندگي، انگيخته ها و ولع مصرف  مي باشند. مداخلات اختصاصي با هدف خنثي كردن اين عوامل صورت مي پذيرد. 
2-2-15-3  تئوري مواجهه با سرنخ«تئوري مواجهه با سرنخ» كه نوعي تئوري يادگيري مي باشد، اقتباس شده از شرطي سازي كلاسيك پاولف مي باشد. «ايوان پترويچ پاولف دانشمند روسي در آغاز قرن بيستم ميلادي به هنگام پژوهش در بارۀ فيزيولوژي غدد بزاقي به نظريۀ شرطي سازي پاسخگر يا كلاسيك رسيد كه نتايج پژوهش ها را در كتاب معروفش با عنوان «بازتاب هاي شرطي» در سال 1927 انتشار داد» (سيف، 1389، ص 166). كانكلين و تيفاني (2002) بيان مي دارند كه بر اساس مدل يادگيري شرطي سازي كلاسيك پاولف، مواد، «محرك غيرشرطي» است، تأثيرات دارو، «پاسخ غيرشرطي» است، شرايطي كه در آن مواد مصرف مي شود، «محرك شرطي» است كه منجر به كاووش دارو و مصرف آن يعني «پاسخ شرطي» مي شود. امروزه درمان مواجهه با سرنخ براي اختلالات متفاوتي كه در آن عاملي (سرنخ) منجر به فعال شدن و شدت يافتن اختلالي مي شود، به كار مي رود. دروموند و همكاران (1995) بيان مي دارند كه «درمان مواجهه با سرنخ  يك روش باليني روتين در درمان اختلالاتي از قبيل فوبيا و وسواس شده و در حوزۀ اعتياد هم نويد بخشي خود را به اثبات رسانده است» (ص 8). مصرف مواد مخدر و عود مصرف آنها چه از نظر باليني و چه از نظر تجربي به صورت قوي با سر نخ ها و محيط ارتباط دارند. كانكلين و تيفاني (2002) بيان مي دارند كه زماني كه يك معتاد با سرنخي كه قبلاً به مصرف مواد مربوط بوده روبرو مي شود پاسخ هايي از قبيل رفتارهاي كاووش دارو و علائم شبيه محروميت در فرد برانگيخته مي شود كه واسطۀ مصرف مواد مي شوند. اين مشاهدات محققان را به اين سمت هدايت كرد كه فايدۀ درماني حذف تأثير ارتباطي سرنخ هاي مواد را مورد ملاحظه قرار دهند. هاورمنز و جانسِن (2003) بيان مي دارند كه درمان مواجهه با سرنخ ، درماني سودمند براي جلوگيري از عود مصرف مواد است كه از نظر تئوريكي قادر است با خاموش كردن پاسخ شرطي شده به مواد مخدر، از عود مصرف مواد جلوگيري كند.

دانلود پايان نامه

ادامهـ مطلبـ
| ۱۰ شهريور ۱۳۹۷ | ۰۷:۳۶:۲۰ | رسولي
،
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :

آخرین مطالب ارسالی

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان